مسیر حسی غیرکلامی را جایگزین مسیر حسی دیگری کنید

فرآیند بسیار ساده ای وجود دارد به نام پل سازی

فرآیند بسیار ساده ای وجود دارد که ما آن را پل سازی می نامیم. کار پل سازی این است که واکنش جدید را با زمینه ای مناسب جدید را با زمینه ای مناسب پیوند می دهد. این نیز یکی دیگر از موارد استفاده تکیه گاه ذهنی است. شما واکنش جدید را می شناسید و می دانید که آن شخص می خواهد این واکنش در برخی زمینه ها اتفاق بیفتد، لذا از او این سوال را می پرسید: “اولین چیزی که می بینی، یا می شنوی، و یا احساس می کنی، و باعث می شود که بدانی هم اکنون در زمینه ای قرار داری که می خواهی موقعیت جدید را در آن ایجاد کنی، چیست؟”.

لیندا، وضعیتهای دیگری هم در زندگی کنونی تو وجود دارند که شبیه همان تصاویری هستند که قبلا دیده بودی، مگر نه؟ – وضعیتهایی که در آنها به جای آن که به میل خودت واکنش نشان دهی، همان طوری واکنش نشان می دهی که نسبت به تصاویر قبلی واکنش نشان دهی، همان طوری واکنش نشان می دهی که نسبت به تصاویر قبلی واکنش نشان می دادی. اکنون می خواهم بدانم چه چیزی باعث می شود که تو بدانی این زمینه شبیه زمینه قبلی است. آیا چیزی است که آن را دیده ای؟ آیا لحن صدای کسی است؟ آیا نحوه حرف زدن کسی است؟ و یا نحوه لمس کردن کسی است که تو را لمس می کند؟…

لیندا: طرز نگاه کردن یک نفر است.

فرآیند بسیار ساده ای وجود دارد به نام پل سازی
فرآیند بسیار ساده ای وجود دارد به نام پل سازی

بسیار خوب، می خواهم ببینی که آن شبیه چیست. و هربار که آن و یا چیزی شبیه آن را ببینی، این را احساس خواهی کرد (تکیه گاه ذهنی مرجع را در بدن لیندا لمس می کند). از تو می خواهم این مرجع خاص را به یاد داشته باشی…

(به حاضران) به این می گویند پل سازی، این کار یک دقیقه و نیم الی دو دقیقه بیشتر طول نمی کشد، ولی انتقال عملکرد شما به جهان واقعی را تضمین خواهد کرد. حالا همان محرکی که قبلا رفتارهای کلیشه ای و ناهنجار را در لیندا ایجاد می کرد و احساسی در او پدید می آورد که او می خواست آن را تغییر دهد، اکنون دارد به عنوان محرک برای مرجعی خدمت می کند که حکم واکنش مثبت را دارد. حالا او به طور خودکار در هر زمینه ای که مایل باشد می تواند به موقعیت جدیدی دست یابد. نه فقط در دفتر کار یا در یک جمع و یا در یک انستیتو، بلکه در همه جا.

 

منبع : هاکس لی

دیدگاه‌تان را بنویسید: